الیمائیان
يكي از شاهراههاي اقتصادي و بازرگاني اشكانيان و سلوكيان راهي است كه خليجفارس را به فلات ايران متصل ميكند و متعلق به اليمائيان1 است.
يعني كساني كه در منطقه عيلام كهن بين كوههاي بختياري (قسمت شرقي شوش) زندگي ميكردند، اينان كشاورز و دامپرور بودند و ايزد بانويي به نام نانايا را با ثروت هنگفت ميپرستيدند.
آنتيوكوس سوم شاه سلوكي در سال 190 ق.م با حمله به معبد نانايا به وضعيت اقتصادي خود سر و سامان داد ولي پس از دو سال بدست اليمائيان به قتل رسيد.
پس از مبارزات خونين اليمائيان و سلوكيان، شاه هوكناپسس2 در حدود 162 ق.م دعوي استقلال نمود و فرصتي يافت كه به ضرب سكههاي برنزي بپردازد اين سكهها سبكي يوناني داشت (باسري بدون ريش و تصوير آپولون با خط يوناني) ظاهراً پس از مدتي وي سركوب شد و حركت تجزيه طلبانه ديگري آغاز گرديد.
محرك اين قيام كامناسكيرس3 بود كه پس از دوره نسبتاً طولاني مسخر مهرداد اول (171-137 ق.م) پادشاه اشكاني گرديد.
مهرداد اول پس از تسخير ماد اين ناحيه را تصرف و ضميمه پارت كرد و شاه محلي اليمايي را در مقام خود ابقا نمود در اين زمان سكههاي متنوعي چون چهاردرهمي، درهم و ابول وجود دارد كه با زيبايي خاصي طراحي شده و جزء شاهكارهاي هنري به شمار ميروند.
در اين دوره در پشت سر شاه و ملكه علامتي شبيه لنگر4 وجود دارد كه برخلاف تصور عامه از نشانههاي خاص دودمان سلوكي نيست بلكه نماد يكي از ايزدان شوش ميباشد كه مربوط به باورهاي ديني قوم اليمايي است.
از زمان پادشاهي كامناسكير سوم نقوش سكههاي اليمايي تا حدودي شبيه سكههاي شاهان محلي پارس است و در زمان كامناسكير چهارم نه تنها شهريار به سمت چپ مينگرد بلكه نقوشي مانند لنگر و ماه وستاره كه سمبلهاي مذهبي هستند در پشت سروي ديده ميشود.
در پشت سكه نيز نقوشي وجود دارد كه در متن پراكنده شده است و نشان دهنده تزيين است از زمان كامناسكير چهارم تغييرات چشمگيري در ضرب سكه اتفاق افتاده است. 1- ضرب سكه در ضرابخانه شوش متوقف شد و در ضرابخانه ديگري متعلق به سلوكيان به نام هديفون5 ادامه يافت. 2- ضرب سكههاي نقره متوقف گرديد و سكههاي مفرغي جانشين آن شد. 3- دو نوع سكه: چهار درهمي با وزن 14 گرم و درهم با وزن 5/3 گرم ضرب شد.
از طرف ديگر به نظر ميرسد كه از نام كامناسكير گاهي به عنوان نام فرد و زماني به عنوان لقب شاه همانند نام ارشك در دوران اشكاني استفاده ميشده است.
از سال 45- 120 ميلادي ديگر نام كامناسكير بر روي سكهها ديده نميشود و مشخص است كه شاخه ديگري از شاهان اليمايي به حكومت رسيدهاند در اين دوره به ندرت خط يوناني ديده ميشود و خط اليمايي (با منشا خط آرامي) وجود دارد.
شاهان اين دوره گاه با نيم رخ چپ و زماني از روبرو با تاجي بصورت سرپوش كه داراي نقوشي چون هلال ماه و ستاره و يا لنگر است ديده ميشوند (اين نوع سرپوش از زمان مهرداد دوم رواج داشت) در پشت سكهها نيز تصوير جانشين فرمانروا يا الهه محلي به همراه نمادهاي مذهبي حيوانات و گياهان كه مظهر بركت و فراواني هستند و گاه خطهاي نامنظم ديده ميشود.
گروه بعدي كه ميتوان به عنوان شاه بدون نام ناميد از سال 120 ميلادي است كه نام خود را بر روي سكه ذكر نكردهاند اين سكهها تا زمان انقراض سلسله وجود دارد كه عموماً دو گرم وزن داشتند. انقراض سلسله توسط اردشير پاپكان در سال 224 ميلادي زماني كه فرمانرواي اين خطه نيروفر بود اتفاق افتاد.
زيرنويس
1-در دوره سلوكي منطقه اليمايي قسمتي از ناحيه خوزستان، عيلام قديم، دزفول و شوش بود كه به وسيله فرانروايان محلي اداره ميگرديد.
2-HyKanapses
3-Kamnaskiris
4-علامتي شبيه لنگر مظهر رعد و برق و باران و آباداني است كه بر سكههاي اليمايي ديده ميشود.
5-اين شهر را سلوكوس در ساحل هديفون (رود جراحي) در سرزمين اليمائيد بنا نمود.
موزه بانک سپه